مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
66
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
پس تعريف ممكن نگردد الّا به لوازم بيّنه ؛ و چون لازم بيّن نباشد ، همچنان حقايق ، مجهول بماند . پس بطريق عقل نظرى ، معرفت آن ميسّر نگردد ؛ و فحول عقلاء و علماء و حكماء كه از اقران خود قصب السّبق ربودند ، به آخر كار از خود عجز نمودند ؛ چنان كه از ابو على سينا - كه رئيس حكماء بود - منقول است كه : در حالت وفات چنين گفته است : يموت و ليس له حاصل * سوى علمه أنّه ما علم و هم او گفته است : اعتصام الورى بمغفرتك * عجز الواصفون عن صفتك تب علينا فإنّنا بشر * ما عرفناك حقّ معرفتك چه جاى ابو على ، كه آنان كه از اين خم پيالهاى ، و از اين خوان نوالهاى داشتند ، در بحث ذات متحيّر مانده ، بعجز معترف شدند « 63 » ؛ بل ، كه داناى « علّمت علم الاوّلين و الآخرين » محمد عربىّ امين - صلعم - فرمود در اين مقام كه : « سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك » . و ابو بكر صديق - رض - گفت : « العجز عن « 64 » الادراك إدراك . » و علىّ ولىّ - ع - فرمود : قد تحيّرت فيك خذ بيدى * يا دليلا لمن تحيّر فيكا « 65 » و شيخ - قدس سرّه - جايى گفته است : و لست ادرك عن شيء حقيقته * و كيف ادركه و أنتم فيه پس محقق شد كه : جز به كشف اين سرّ معلوم نگردد ؛ و مشاهد نشود ؛
--> ( 63 ) - ن : در بحث متحير و بعجز معترف ( ش ) . ( 64 ) - عن درك الادراك ( شرح قيصرى ) . ( 65 ) - تحير فيك ( شرح قيصرى ) .